close
چت روم
عشق و عاشقی
لینک دوستان
☻♥☻
خبرنامه
ورود اعضا
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
درباره وبــــلاگ


این وب سایت برای سرگرمی و گذراندن لحظات شاد در دنیای مجازی ایجاد شده است
از شما بازدیدکنندگان عزیز خواهشمندم برای بهتر شدن وبلاگ نظرات خود را وارد نمایید
باتشکر

دعای فرج
وضعیت یاهو
Yahoo Status by RoozGozar.com

بازی انلاین واستراتژیک
لیگ برتر اسپانیا
تبلیقات
تبادل لینک هوشمند
مطالب تصادفی
مطالب محبوب ılılı
Welcom


 

  


بــــــرای استفاده از تمامی 

امکانات سایت عضو شوید


                    

 

                                        
رتبه در گوگل 1
اس ام اس های تبریک سالگرد ازدواج
درباره : اس ام اس , عشق و عاشقی ,
| بازدید : 400

نویسنده : [امیرحسین]
برچسب ها : اس ام اس های تبریک سالگرد ازدواج , ازدواج , پیامک مناسبی , یامک زوج های جوان , پبامک عشقی , پیامک عاشقی ,

 

اس ام اس های تبریک سالگرد ازدواج

                                            



▓◄ ادامه مطلب
شعری آموزنده از جامی
درباره : عشق و عاشقی , فرهنگ و هنر ,
| بازدید : 396

نویسنده : [امیرحسین]
برچسب ها : شعری آموزنده از جامی . جامی . شعر . ,

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خاص داشت. او در محرم ۸۹۸ هجری قمری وفت کرد و در هرات با احترام فراوان به خاک سپرده شد. از جامی بیش از چهل اثر و تألیف سودمند و گرانبها به جای مانده است. معروفترین آثار او عبارت از هفت مثنوی به نام “هفت اورنگ” است.

 

 



▓◄ ادامه مطلب
شعری از مولانا

نویسنده : [امیرحسین]
لینک ثابت
برچسب ها : شعری از مولانا . شعر . مولانا . شعر آموزنده ,

 

نه مرادم، نه مریدم، نه پیامم، نه کلامم، نه سلامم، نه علیکم، نه سپیدم، نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمائم، نه زمینم، نه به زنجیرِ کسی بسته‌ام و بردۀ دینم
نه سرابم، نه برای دل تنهاییِ تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم، نه حقیرم، نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم، نه بهشتم که چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلمِ نور نوشتم …

حقیقت نه به رنگ است و نه بو، نه به های است و نه هوی
نه به این است و نه او، نه به جام است و سبو
گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم

تا کسی نشنود این رازِ گهربارِ جهان را :

آنچه گفتند و سُرودند، تو آنی خودِ تو جان جهانیگر نهانی و عیانی تو همانی که همه عمر به دنبالِ خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرارِ نهانی
همه جا تو نه یک جای نه یک پای همه ای با همه ای همهمه ای
تو سکوتی تو خودِ باغ بهشتی
تو به خود آمده از فلسفۀ چون و چرایی
به تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی
در همه افلاک بزرگی نه که جُزئی نه که چون آب در اندام سَبوئی
تو خود اویی، به خود آی تا درِ خانه متروکۀ هر کس ننشینی
و به جز روشنی شعشعۀ پرتو خود هیچ نبینی
و گلِ وصل بچینی …


 مولانا جلال‌الدین رومی

 


نگاهی به درون خود
درباره : مطالب طنز , گوناگون , عشق و عاشقی ,
| بازدید : 416

نویسنده : [امیرحسین]
لینک ثابت
برچسب ها : نگاهی به درون خود . درک متقابل . اعتماد . زندگی مشترک . دیدن عیب های. خود . گذشت ,

 

مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است.

به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این دلیل، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.

دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد.

این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.

آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود.
مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم، و سوالش را مطرح کرد ...

جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و باز هم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و گفت: " شام چی داریم؟"



و این بار همسرش گفت: "مگه کری؟! برای چهارمین بار میگم؛ خوراک مرغ!"

"گاهی هم بد نیست که نگاهی به درون خودمان بیندازیم شاید عیب هایی که تصور میکنیم در دیگران است در واقع در خودمان وجود دارد!"

 

 

 


داستان جالب اما واقعي
درباره : گوناگون , عشق و عاشقی ,
| بازدید : 334

نویسنده : [امیرحسین]
لینک ثابت
برچسب ها : داستان جالب اما واقعي . دوست داشتن واقعی . طنز مارمولک . عشق . عشق واقعی . ,

 

ين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده.    
شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد. خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.
دلش سوخت و يک لحظه كنجكاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد؛ اين ميخ ده سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!
چه اتفاقي افتاده؟
در يک قسمت تاريک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده!!!
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.
متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولك را مشاهده کرد.
در اين مدت چکار مي کرده؟ چگونه و چي مي خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شديدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقي! چه عشق قشنگي!!!
اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقی به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم، اگر سعي کني...

نـــظر بده.... یالله....

 

 


حقیقت دانشگاه از دید دخترا و پسرا
درباره : مطالب طنز , گوناگون , عشق و عاشقی ,
| بازدید : 456

نویسنده : [امیرحسین]
برچسب ها : حقیقت دانشگاه از دید دخترا و پسرا . دانشگاه . دختر و پسر تو دانشگاه . مخ زنی . افکار یک دانشجو . ,

 


حقیقت دانشگاه از دید دخترا و پسرا   


اگر از پسرهاي پشت كنكور بپرسيد براي چه مي‌خواهند به دانشگاه بروند جواب حقيقي آنها اين خواهد بود: دختربازي .


اگر از دخترها بپرسيد: میگویند براي انتخاب شوهر .


حالا تكليف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را مي‌فرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه.

ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد:
 

                                   فقط برای اعضا 



▓◄ ادامه مطلب
ترجمه‌ی چند ت شعر از سه شاعر آلمانی
درباره : عشق و عاشقی , فرهنگ و هنر ,
| بازدید : 288

نویسنده : [امیرحسین]
لینک ثابت
برچسب ها : ترجمه‌ی چند ت شعر از سه شاعر آلمانی . شاعر آلمانی . ترجمه شعر . شعر های خارجی ,

 

 

رجمه‌ی شعری از «نلی زاکس»
به هنگامی که نَفَس
کلبه‌ی شب را برپا می‌کرد
و در جستجوی وزرش‌های خانه‌ی آسمانی خود
راهی شده بود

و به هنگامی که تن،
این تاکستان رگ‌های بریده
خُم‌های سکوت را لبریز کرده یود
و چشم‌ها در نوری بینا
فرو می‌رفتند

در آن هنگام که هر کسی در راز خود
تبخیـر می‌‌شد
و هر چیز را تکراری از سر گذشته بود -                                                      
تولد
تمام نردبان‌‌های معراج را بر ارگ‌های مرگ
گام‌به‌گام به جانب آسمان می‌خواند

در آن هنگامه بود که
فانوس ابر و باد و باران
آتش زمان را روشن کرد -
*****

ترجمه‌ی شعر «خداحافظی» از «روز آوسلِندر»
کدام تکه‌ی جهان
ما را جدا کرد
کدام تکه‌ی جهان
ما را تنها برای چند روز
دوباره به هم می‌رساند

تا خطوط تازه‌ی شعر را آواز بخوانیم
تا دوباره پرواز را بیاموزیم
تا گذشته‌ی فراموش‌کار را
به یاد آوریم

تا دوباره همدیگر را
بدرود بگوییم.
*****

ترجمه‌ی شعری از «پاول سلان»
واژه‌ی به -قعر- رفتن،
که ما آن را خواندیم.
سال‌ها و واژه‌ها از آن می‌گذرد.
ما همچنان همانیم.

می‌دانی، مکان بی‌نهایت است،
می‌دانی، لازم نیست پرواز کنی،
می‌دانی، آن‌چه خود را در چشم تو می‌نویسد،
ژرفای ما را ژرف‌تر می‌کند.
*******
با شراب و بی‌کسی، با این هر دو
ته‌مانده:

من سوار بر اسب از میان برف می‌گذشتم، تو می‌شنوی،
من خدا را به دوردست‌ – به کمی آنسوتر می‌راندم، او می‌خواند،
برای آخرین بار
ما سوار بر اسب
از فراز پرچین انسان گذشتیم.

آنها سرهای خویش را فرو می‌بردند، آن‌گاه که ما را
برفراز خویش می‌شنیدند، آنها
می‌نوشتند، آنها
شیهۀ ما را
به کذب یکی از زبان‌های مصورشان
دگرگونه می‌کردند.


زاویه نشین ها نوشته:جبران خلیل جبران
درباره : عشق و عاشقی , فرهنگ و هنر ,
| بازدید : 389

نویسنده : [امیرحسین]
لینک ثابت
برچسب ها : زاویه نشین ها نوشته:جبران خلیل جبران , جبرا ابراهیم . شاعر فلستینی . آزادی خواه ,

 

 

 


بر بالای کوهی در دوردست دو مرد زاویه نشین و گوشه گیر خدا را عبادت می کردند و یکدیگر را دوست داشتند این دو مرد از تمام دنیا یک کاسه گلین داشتند و بس.

یک روز روحی خبیث وارد قلب زاویه نشین پیرتر شد و او به دوست جوانش گفت:من قصد دارم از اینجا بروم بیا دارایی خود را تقسیم کنیم.

زاویه نشین جوان اندوهگین شد و خیلی تلاش کرد دوست مسنش را منصرف سازد اما وقتی اصرارهای او را دید کاسه گلین را داخل کیسه دوستش گذاشت و گفت:ای برادر ما فقط همین را داریم که قسمت کردنی هم نیست پس این کاسه مال تو باشد.

زاویه نشین پیر با عصبانیت گفت:ولی من صدقه نمی خواهم باید حق خود را بگیرم.

زاویه نشین جوان گفت:شکستن این کاسه که بهره ای برای هیچ کداممان ندارد پس لااقل آن را تو ببر که یک نفرمان آباد شود.

پیرمرد که شیطان رهایش نمی کرد فریاد زد :ای ترسو چرا بخاطر بدست آوردن سهمت با من نمی جنگی؟

و زاویه نشین جوان تبسم کرد و گفت:می خواهم دلم خوش باشد که به خود بگویم من تمام دارو ندارم را به دوستم بخشیدم اما تو نیز شرمنده خواهی شد وقتی بگویی تمام دار و ندار دوستم را از او گرفتم.

 


برتری پسرها نسبت به دختر ها
درباره : مطالب طنز , عشق و عاشقی ,
| بازدید : 439

نویسنده : [امیرحسین]
لینک ثابت
برچسب ها : برتری پسرها نسبت به دختر ها . برتری پسر ها . دختر ها . دختر وپسر . ,

 

یک پسر اگه تا آخر عمرشم ازدواج نکنه هیچکی نمی تونه بهش چیزی بگه چون حتی تو سن 50 سالگی هم میتونه بهترین کیس ها رو داشته باشه ولی امان از روزی که یه دختر بشه 30 سالشو شوهر نکرده باشه!...

- یک پسر اگه همزمان 5 تا زن هم داشته باشه هیچکی نمی تونه بهش چیزی بگه ولی امان از روزی که یه زن شوهر دار .......

- یک پسر اگه طلاق بگیره بهش هیچی نمی گن و بد هم نگاش نمیکنن ولی به دختره میگن مطلقه و ... اوه اوه بد نگاه کردن که حداقل قضیه ست...!

- یک مرد اگه زنش بمیره همه میگن آخی بیچاره زنش ولی اگه یه زن شوهرش بمیره بازم میگن آخی بیچاره زنش!!

- همه پیرمرد های جذاب زیادی رو سراغ دارند ولی شما پیرزن جذاب سراغ داری؟؟؟

- اگه با ضریب خطای 1 درصد یک پسر خوشگل و یک دختر خوشگل از تو خیابون بیاری و جفتشونو دونه دونه بفرستی حموم بعد اینکه بیان بیرون تازه میفهمی کی واقعا خوشگله!

... و اما: طبق آخرین تحقیقات دانشمندان نسل بشر نه موقعی که اتمسفر تموم شه و نه موقعی که سوخت خورشید تموم شه و نه در هیچ حالت دیگه ای منقرض نمی شه بلکه تنها موقعی منقرض میشه که لوازم آرایش تموم شه! چون دیگه چهره واقعی دخترها رو میشه و دیگه هیچ پسری خر نمیشه با دختری ازدواج کنه و بچه دار شن!

 


داستان خواستگاري از دخترها
درباره : مطالب طنز , عشق و عاشقی ,
| بازدید : 411

نویسنده : [امیرحسین]
لینک ثابت
برچسب ها : داستان خواستگاري از دخترها . خواستگاری . دختر ,

 

 

داستان خواستگاري از دخترها

عروس عادي : با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال
قضيه رو ميکنه)

عروس لوس: بع..........له...

عروس زيادي مؤدب : با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون، زن
عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ،
قدسي خانوم جون ، ...(اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره
از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن...)

عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ...

عروس خجالتي: اوهوم (قابل توجه بعضيا)

عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين
بزغاله (اشاره به داماد) آره.... وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است))

عروس رشتي : اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم

عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود
کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ،
شيرعلي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش
، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري ميپذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو
پروانه بر سر آتش ...

عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام ... (با عرض تشکر از داش
اسي

عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين
... اعوذ با... منم شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر
) نعم !!!

 

 


صفحات دیگر
تعداد صفحات : 2 1 2 صفحه بعد
نویسندگان
امیرحسین
آرشیو
عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
سامانه پيام کوتاه

غیرفعال

آمار

آمار بازدید:
میهمان آنلاین: 2
بازدید امروز: 1,012
بازدید دیروز: 2,178
بازدید کلی: 918,775

مطالب و نظرات:
تعداد مطالب: 327

عضویت:
مجموع کاربران: 731

اعضای آنلاین:

نظر سنجی
❀◕ ‿ ◕❀
نظرت در باره سایت چیه ؟؟




بازیگر مورد علاقه شما کدام است؟؟؟









فروشگاه سایت
دوســـــــــــــــتان
نسخه موبایل


 


این سایت مجهز به نسخه موبایل میباشد



برای مشاهده نسخه موبایل  کلیک کنید




معرفی به دوستان
« ارسال برای دوستان»
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

جدول لیگ برتر

کالا های محبوب
جستجو

ஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜکليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت محفوظ مي باشد. ஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜ
درج مطالب در وب سايت ها، وبلاگ ها و نشريات با ذکـــر منبع مجاز است.
ترجمه قالب : امیرحسین صحرانورد ، عرفان عباسی

ابزار هدایت به بالای صفحه